تبليغاتX
صدرای سبز
 
صدرای سبز
 
 
اجتماعی- زیست محیطی
 
طبق برنامه ای که از قبل تنظیم شده بود در روز جهانی محیط زیست در دل طبیعت بر بلندای کوههای زیبای البرز مرکزی بودم شاید نذرم بود و یا دینم به طبیعت.فرصت نوشتن در خصوص گرامیداشت روز جهانی محیط زیست نبود اما فرصت آموختن بسیار بود از مقایسه زیبایی و آرامش طبیعت با فضای سنگین و شلوغ شهر و توسعه بی محابا.

امروز در روزهای انتهایی هفته محیط زیست خواستم چند سطری بنویسم از اهمیت محیط زیست که صد البته اهمیتش در نامش نهفته است. غیر از محیط زیست مگر چیز دیگری در کره خاکی و جود دارد؟ اصلا محیط زیست یعنی همه چیز.اما نمی دانم  چرا همه تلاشها در بعد ملی منطقه ای و بین المللی در جهت نابودی زمین است و حیات آن.

همه از محیط زیست می گوییم و می نویسیم و اجلاس های متعدد که در جای جای جهان برگزار می شود اما در عمل با حیات به صورت مداوم در ستیز هستیم.

گاهی فکر میکنم تقدیر نابودی بشر به دست خویشتن و پایان کار جهان در حال شکل گیری است.همه چیز در راستای خواسته های سیری ناپذیر بشر و نتیجه اش تصرف و تخریب طبیعت است.

کمبود منابع انرژی در جهان ٬بحران مواد غذایی٬ گرم شدن زمین٬ توسعه بیابان ٬کمبود ذخایر آبی و صدها مشکل دیگر همه ریشه در بی توجهی سیاستگذاران و مردم به محیط زیست دارند که هر لحظه عرصه بر حیات بشر تنگ تر کرده اند. اما همچنان قطع درخت ٬ نابودی پرنده و چرنده ٬ برداشت بی رویه از انرژی ٬ انتشار گازهای سمی در محدوده تنفسی انسانهاو حتی لشگر کشی از یک قاره به قاره دیگر برای کشتار انسان جایز است .هنوز کشورهای قدرتمند با پرداخت پول می توانند فضای تنفسی همه ساکنان زمین را آلوده کنند.در چنین اوضاع و احوالی چه می توان گفت ار محیط زیست؟ چه می توان نوشت؟و به که باید پناه برد؟ای کاش برنامه محیط زیست سازمان ملل حد اقل به عنوان حافظ منافع همه جهانیان برای حفظ محیط زیست چاره ای بیندیشد برای یک اتحاد و انسجام جهانی برای حفاظت از زمین که تنها یک زمین برای زندگی و حیات و جود دارد.در هر صورت امید دارم روز محیط زیست بهانه ای برای پایان غفلت بی توجهی و کم توجهی به محیط زیست و آغاز عزم بین المللی برای داشتن زندگی سالم و آرام همراه با طبیعت زیبا و سرشار از پاکیها باشد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 12:58  توسط صدرالدین علی پور  | 
با افزایش خبرهای ناگوار در خصوص طبیعت و محیط زیست کشور که این روزها کم هم نیستند.از مرگ دسته جمعی فلامینگوها در شوره زار بختگان تا نابودی جنگل های انبوه شمال٬از آلودگی اکوسیستم های آبی تا خاکستری شدن آسمان آبی٬از شکنجه و آزار خرس قهوه ای تا کشتن آخرین بازماتنده های یوزپلنگ ایرانی که می رود به افسانه ببر مازندران و شیر ایرانی بپیوندد.شخصا دلیل همه این بی مهریها به طبیعت را نا آگاهی افراد جامعه در خصوص طبیعت و اثرات آن بر زندگی سالم میدانم.که متاسفانه این آموزش هیچ گاه به صورت جامع در دستور کار دست اندرکاران و برنامه ریزان محط زیست کشور قرار نگرفت که بیاموزیم  تنهادرطبیعت نباشیم با طبیعت باشیم.

آموزش بودن با طبیعت و آشنایی با اثرات بی نظیر آن در ایجاد آرامش روحی و سلامت جسم وایجاد زندگی سالم که میتواند در قالب طرحهای اکوتوریسم برای همه گیر کردن سفر به درون طبیعت همراه با فراگرفتن حفاظت از آن باشد.یقینا فردی که بودن در هوای پاک و نوشیدن آب خوشگوار و وزیدن نسیم حیات انگیز صبح کوهستان و ترنم نشاط آور پرندگان در دل جنگل سر سبز را تجربه کرده است انگیزه قوی تری برای حفاظت و حراست از آن دارد.

اگر کودکانمان با دیدن پرنده انگیزهای جز آزار و در بند کشیدن و با دیدن یک حشره اقدامی جز کشتن ان در ذهنشان متصور نیست این تنها ضعف آموزش آنها در آشنایی با طبیعت و حیات وحش است.امروزه در اغلب کشورها آموزش کودکان به صورت جامع عملی برای آشنایی با طبیعت و بودن با حیات وحش حتی مارها و حشرات سمی و زندگی با آنها مورد توجه است.

این در حالی است که ما در کلان شهر تهران هیچ تور تخصصی برای آشنایی دانشجویان٬متخصصان و تشکل های زیست محیطی برای آشنایی با حیات وحش مناطق حفاظت شده استان تهران مانند لار ٬خجیر ٬ کو یر و سرخه حصار که دارای طبیعت و حیات وحش منحصر به فرد می باشند نداریم .و یا بر گزاری مسابقات عکاسی و فیلمبر داری از طبیعت جهت آشنایی بیشتر با آن و اموزش موثر و عملی در رابطه با حفاظت از محیط زیست .که شاید هزینه اموزش و برگزاری این تورها که باعث افزایش تو جه و جالب مشارکت عمومی می شود کمتر از برگزاری یک سیرک ایتالیایی باشد که انگیزه بر پایی آن آشنایی با حیات وحش ذکر شده است.

شاید بهتر باشد به جای دادن پیامهای تکراری که اغلب افراد تجربه ذهنی مشخصی از آن ندارند و حتی حساسیت بر انگیز هم نیستند تلاش عملی و اجرایی هماهنگی انجام شود برای آشتی مردم با طبیعت وآشنایی با مواهب آن و تاثیر محیط زیست پاک در ایجاد زندگی سالم.و نهایتا نهادینه شدن موضوع به شکلی که توجه به محیط زیست هنر نباشد بلکه بی توجهی به آن نشان از بی هنری و بی خردی در جامعه باشداگر گوش شنوایی پیدا شد قطعا راهکار اجرایی در این خصوص وجود دارد.

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 13:46  توسط صدرالدین علی پور  | 
 
  بالا