|
صدرای سبز
|
||
|
اجتماعی- زیست محیطی |
هر با که در جلسه و یا همایشی میبینیمشان مصمم تر و پر انرژی تر از طرح هایشان میگویند برای حفاظت و حمایت ازمحجط زیست دلسوخته چون پدری در مراقبت از فرزند بیمارش که صد البته گوش شنوایی نمی یابد.داشتم فکر می کردم بسکی دغدغه دارد برای محط زیست دغدغه واقعی و از دل حرف میزندو لاجرم حرفش بر دل می نشیند.تصور میکنم به جای همه برنامه های رنگارنگ آموزشی و اظهار نظرهای غیر تخصصی که سازمانه و نهادها به صورت تکراری و بدون مطالعه و جذابیت به خورد مردم میدهند کافی است چند برنامه در رسانه ها ساخته شود و در آن افرادی مانند دکتر بسکی به مردم بگویند که چه بر سرمان آمده است از بی توجهی و زیاده خواهی ما به طبیعت .چه بر سرمان خواهد آمدو چه میکنیم با سلامت جسم و روح انسانهاونهایتا اینکه چه باید کرد.و یا به جای هم اندیشی و جمع کردن نخبگان و فرهیخته گان و دانشمندان که ما در مملکت بیش از هر جای دنیا برگزار می کنیم و در عمل از همه وا مانده تر و در حال سقوط مداوم در رتبه های جهانی توسعه پایداهستیم تقدیر کنیم از دلسوخته گان و دوستداران واقعی محیط زیست و کسانی که محط زیست را برای سلامت انسانها و اعتلای کیفیت زیستن می خواهند. بسکی یک نمونه است از فردی که در عمل الگوی دوستی و مهربانی با طبیعت است و زندگی اش آمیخته و عجین با محط زیست.او را دریابیم که ناگهان زود دیر میشود
آنکه درسپیده صبح دل پاکان و روی خوبان را می بیند آنکه از وزش نسیم صحبت دور افتادگان را می شنود و از دیدن گلی آرزوی به خواب رفته اش بیدار میشود.صاحب حالی که از افتادن برگ درخت دگرگون می گردد.آنکه از قصه محبت و فداکاری گلویش از ذوق می گیرد و از ظلم و بیداد و بی حیایی اشکش در دل می ریزد مثل همه نیست شاعر است.
و کانت که می گوید:طبیعت هنگامی زیباست که در ما همان تاثیر هنر را داشته باشد به این طریق زیبایی چه در طبیعت و چه در هنر ممکن است بوسیله هم آهنگی و شور انگیزی و مخصوصا اتحاد درونی آن دو با هم توصیف گردد.
و دورر که میگوید :هنر در طبیعت نهفته است و متعلق به کسی است که آن را از طبیعت استخراج کند.
|
|