تبليغاتX
صدرای سبز
اجتماعی- زیست محیطی
روزهای پایانی سال به سرعت در حال گذر و رسیدن به سال جدید و ما هم مثل هر سال همه گرفتارها را می خواهیم در همین یکی دو هفته سر و سامان بدهیم.

بعد از مدتی امروز تصمیم گرفتم بنویسم برای خودم و شاید کسانی که می گویند پس چرا نمی نویسی.ننوشتنم همه اش برای آن سکوت نبود کمی دغدغه و مشکلات و کمی هم تنبلی.دفاع از تز دکتری بالاخره در روز ۱۷ اسفند انجام شد. حس غریب آن روز و پایان ۳۰ سال تحصیلات دوره ای و مرور همه آدمهایی که به نوعی نقش داشتند در این سالیان و یاد پدرم که اولین معلم محیط زیستی ام بود و یاد آن روز که شاید ۶ ساله بودم و گردش یک روزه ام در دل کوهستان با پدر معلمی که جان داد در راه آموختن ... و شاید کمی از درگیریهای ذهنی ام خصوصا در ماههای اخیر کاسته شد .گرفتن پذیرش برای مقالات ای اس ای که آن هم در برخی شرایط دچار این محدودیتهای اخیر شده بودند کار نسبتا مشکلی بود که نهایتا  انجام شد.

گرفتاریهای معاینه فنی همچنان ادامه دارد و تلاش من و همه همکاران برای مقابله با قانون ضد محیط زیستی ۵ ساله شدن و معافیت بیش از ۵۰ درصد خودروهااز انجام معاینه فنی و کاهش مراجعات و تبعات آن که در این مقال نمی گنجد.

سعی میکنم بیشتر باشم بیشتر بنویسم و صد البته بیشتر فکر کتم...تا بعد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 9:17  توسط صدرالدین علی پور | 

خودروی فرسوده؟ مگر خودروی فرسوده در شهر داریم!؟

 معاینه فنی خودرو؟  انجام معاینه فنی خودرو چه ربطی به آلودگی هوا دارد!؟ ۵ سال یک بار هم زیاد است.چرا می حواهید  وقت مردم توی صف معاینه فنی تلف شود!؟

استاندارد سوخت؟ مگر در این شهر به افزایش استاندارد سوخت کم توجهی شده است؟!

افزایش سرطان خون در کودکان ؟ کدام سرطان ؟کدام کودک ؟همه شاد و خندانند مگر نمی بینید!؟

مرگ و میر؟ البته مرگ حق است اما مگر در این شهر خدای نکرده کسی هم  از آلودگی هوا جان داده است؟!

روز هوای پاک؟ مگر در این شهر هوای ناپاک هم داریم؟!

سنجش آلودگی هوای این شهر ؟ خدا پدرتان را بیامرزد مگر آدم عاقل آلودگی را هم اندازه می گیرد؟!

آزبست؟ ذرات معلق؟ مونو اکسید کربن؟ وارونگی هوای این شهر؟ بابا این قلمبه سلمبه حرف می زنید که چه؟

تعطیلی؟ هی تعطیل بشود که چه؟ بچه های این شهر را بی خود بی خود از درس و مشق می اندازند!

نه. انگار خیالاتی شده ایم. بیایید برویم جلوی پنجره و اکسیژن خالص را بفرستیم به ریه های سالم و این قدربهانه جویی نکنیم. این بازی ها چیست؟ خودمانیم این همه سال برنامه ریزی کردیم و اجرا نشد. هی نشست ترتیب دادیم و بعدش از نشست بلند شدیم و رفتیم توی یک نشست دیگر که چه؟ خب حتما از اولش دچار توهم بوده ایم همگی.

شهر بیمار است آری اما نه از نوع ریوی. تهران دچار توهم است گویی. باران هم که ببارد بی فایده است. کار تهران از ریه و تنفس و هوای پاک گذشته است. تهران را باید برد در یک مرکز روان درمانی بستری کرد و سکوت اختیار کرد تا بلکه این سکوت درمان دردش باشد. حرفی که  قبلا هم زده ام ..........سکوت خیال دوستان راحت باشد دیگر فرافکنی نمی کنیم هوا پاک است همان طور که ملاحظه می فرمایید

اینجا تهران است. صدای ما را از سکوت وهم انگیز آلودگی هوای این شهر می شنوید !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 17:13  توسط صدرالدین علی پور | 
بحث استاندارد خودرو و کیفیت خودروها چه به لحاظ ایمنی و چه به لحاظ استاندارد آلایندگی از بحث های جالب و عجیب است که انگار هیچ و قت قرار نیست به نتیجه برسد.از یک سو ادعاهای عجیب و غریب مثل ارتقائ استاندارد به سطح یورو ۴  تا سال ۹۱ و از طرفی گلایه های مشتریان از خودروهایی با استاندارد به اصطلاح یورو ۲ که بعضا از کارخانه به منزل  هم شما را نمی رساند.جزییات این موضوع را همه می دانیم و بارها شنیده ایم تا جایی که بنده در کمیسیون بهداشت مجلس هنگام دفاع از ضرورت انجام سالانه معاینه فنی  با توجه به کیفیت خودروهای داخلی و ضرورت کنترل آنها یه لحاظ ایمنی و انتشار آلاینده هاسخن می گفتم یکی از نمایندگان محترم مجلس می فرمودند ما که زورمان به خودرو ساز نمی رسد بگدارید همان ۵ سال باشد مردم وقتشان در صف معاینه فنی تلف نشود. حالا آلودگی هوا وافزایش بیماریها و مرگ و میر ناشی از آن  و افزایش آمارتلفات جانی ناشی از نقص فنی که به وفور اتفاق می افتد بماند.فقط وقت مردم تلف نشود ضمن تشکر از این نماینده دلسوز مردم در این سو این خبر را هم درباره یک کارخانه خودروسازی خارجی است بخوانید قضاوت با شما...

 رئیس واحد تحقیقات مرسدس بنز گفت که این شرکت امسال در کاهش سطح دی اکسید کربن تولیدی خودروهای خود یک گام رو به جلو برداشته و این کارخانه به دنبال پیش افتادن از رقبای  سبز تر خود نظیر بی ام و و آئودی و گذراندن استانداردهای اتحادیه اروپا است.

توماس وبر در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفت: ما معتقدیم که میانگین انتشار گاز CO از خودروهای ما در اروپا در سال 2011 به 150 گرم در هر کیلومتر خواهد رسید که حدود هشت گرم نسبت به سال 2010 کمتر است.

آلایندگی خودروهای ما در سال جاری نسبت به سال 2010 چهار برابر کمتر شده است.

مرسدس که یکی از برندهای گروه دایملر است موتورهایی را با مصرف سوخت کمتر، گیربکس‌های هفت دنده، سیستم‌های خودکار استارت و توقف موتور معرفی کرده و ایرودینامیک خودروهایش را برای کاهش مصرف سوخت ارتقاء داده است اما خودروهای تولیدی آئودی و بی ام و نسبت به خودروهای دایملر متوسط مصرف سوخت کمتری دارند.

اتحادیه اروپا خواستار این شده که میزان آلایندگی CO خودروها تا پایان سال 2012 به دست کم 140 گرم در هر کیلومتر برسد و خودروسازانی که این استاندارد را رعایت نکنند جریمه خواهند شد.

مرسدس بنز خودروی برتر دنیا با چنین روند سخت گیرانه همچنان در پی کاهش بیشتر آلاینده های هواست و ما همچنان پیکان وانت شماره گذاری می کنیم به قولی واقعا دست گلتون درد نکنه....
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 12:59  توسط صدرالدین علی پور | 
پاییز را دوست دارم و برایم همیشه توام است با رهایی آزاد شدن و از دست دادن همه تعلقات که گاهی تو را دچار غرور و کبر می کند.بخشیدن برای بدست آوردن چیزهای نو و تازه.

مکتب های فلسفی متعدد در عالم در این موضوع تفاهم اساسی دارند که برای آموختن بیشتر و رسیدن به معانی و مفاهیم غنی تر در هستی گاهی باید پوست اندازی کرد و گاها در یک مقطع تلاش را متوقف کنی و خالی شوی از همه چیزهایی که کسب کردی و به آن مفتخری.

اصولا وقتی خالی می شوی ظرف و جودت آماده می شود برای پر شدن دوباره و رسیدن به معانی و یافته های جدید تر ٬زمانی که دانسته و دست آوردهای قبل دیگر تو را راضی نمی کند.

در زندگی همواره اعتقاد داشتم طبیعت بزرگترین معلم بشر است و اساس تعالی و رسالت همه پیامبران در نهایت در دوره زمانی قابل توجه ای در طبیعت کامل شده است.

نمونه اش همین پاییز است . درختان برگ و میوه و شادابی همه را از دست می دهند و به خواب می روند و درشروعی دوباره  در بهار  باطراوت و روح سرشار از حیات تو را به وجد می آورند.

چه درسی بالاتر از این که گاهی باید داشته ها و دانسته ها را دور انداخت تامل کرد در ادامه راه و نگرش دوباره به هستی .مگر هر روز باید حرف بزنیم حتما باید بنویسیم و یا به هر قیمتی کاری کنیم و تکاپو و تلاشمان بی وقفه باشد.گاهی مکث و درنگ اساس تغییری شگرف در انسانها و مکتب های  فکری و فلسفی دنیا شده است که فراوان نمونه های آن وجود دارد.اساس عالم این را می گوید و توالی هستی در این جهان و حتی فاصله بین این جهان و آن جهان با یک نیستی موقت و ایجاد دوباره تعریف و تنظیم شده است.

من گاهی در حوزه شخصی و اجتماعی بسیاری از ناکامی ها و شکست ها و تجارب ناموفق را محصول همین شتابزدگی و کارهای مقطعی و گاها نمایشی می دانم که چاشنی خرد ٬دور اندیشی و تفکردر آن کمتر یافت می شود. امروز در جامعه اثرات آن را در عدم نتیجه گیری مناسب ذر فعالیتهای فردی و جمعی واز سوی دیگر وفور ناهنجاریهای روحی و روانی اضطراب  و وسواسهای فکری و ذهنی و شخصیتهای دو گانه چند گانه به وضوح می توان یافت.و در نهایت تاکید بر آین نکته که  تلاش و تکاپو و رشد رو به تعالی متفاوت است با توالی و تکرار تجربه های بی هدف و نبودن توازن  بین حرکت و سکوت. در موسیقی هم اثرهای ماندگار و زیبا  علاوه بر تنظیم نت های زیبا که نواخته می شود وابسته به نت های سکوتی است که در دل اثر گنجانده می شود .گاهی سکوت سر شار از نا گفتنی هاست...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 13:52  توسط صدرالدین علی پور | 
اصلا تو حال و هوای نوشتن نیستم و دلیل قانع کننده ای هم واسه ننوشتن ندارم امروز با تذکر دوستی می نویسم فردا نمی دانم شاید ...

روز شنبه که از شمال ٬شمال نه به معنی مسافرت بلکه برای سر زدن به خانواده که برای ما که شمالی هستیم تعطیلات مصیبت عظیم محسوب می شود به محض تعطیلی که اونم خدارا شکر فراوان داریم و به مناسبتهای مختلف که روزهای بین تعطیلین قبل تعطیلین و بعد تعطیلین هم  به اون اضافه می شه و با نعمتی که خودرو سازان داخلی ارزانی داشته اند  همه با خودروی شخصی به قول بعضیها گازشو می گیرن تو جاده شمال الهی به امید تو مسیر ۳ ساعته می شود ۱۰ ساعت درجاده ای که  برای تردد خودروهای ۵۰ سال پیش ساخته شد.

بعد تصور این حجم مسافر چه به سر شهر دیار ما میاره بماند زباله هر جا خواستی بریز هر جا خواستی چادر و کمپ به پا کن هر جا خواستی پارک کن تو جنگل آتش به پا کن خلاصه هر جور خواستی باش.

در راه برگشت قبل از تونل امام زاده هاشم کامیونی با برخورد به تونل و خرابی تونل باعت بسته شدن تونل شد و ما ۲ ساعت پشت تونل متوقف شدیم.

تو بیکاری داشتم فکر می کردم با توجه به حجم ترافیک حد اقل ۵۰ هزار خودرو ۲ ساعت الاف شدند تو هر خودرو حداقل ۲ نفر می شود ۲۰۰ هزار ساعت که حدودا میشود ۲۲ سال فکرش را بکنید تو یک اتفاق و بی توجهی فردی ۲۲ سال به باد رفت.البته نگران هم بودم که اگر دوستان تونل پرکن متوجه این حادثه شوند این تونل هم پر می شود آن وقت باید ماهها معطل ماند.

حالا محاسبه کنید زمانهایی را که با با سوئ مدیریت و کم کاری در پروژه های ترافیکی بزرگ در شهر های بزرگ مانند تهران از دست می دهیم.کند کردن روند توسعه مترو و دیگر مدهای حمل و نقل عمومی و عدم حمایت مالی کافی وکارشکنی و انرژی گذاشتن برای تخریب پروژه های انجام شده  واقعا چه زمانهای عجیب و غریب که تلف می شود و هیچ کجا محاسبه نمی شود و افزون بر آن هزینه ها اجتماعی ٬جسمی و روحی ترافیک و اثرات آن که که یسیار گفته اند و گفته ایم در همه جای دنیا این هزینه ها تحت عنوان هزینه اقتصادی ٬اجتماعی٬زیست محیطی برای انجام یا عدم انجام کوچکترین پروژه ها حتی در کشور های در حال توسعه مثل فیلیپین انجام می شود .ما هنوز مبنای اقتصاد ما پول و کالایی است که مبادله می شود مانند اسلاف و پیشینیان ۲۰۰۰ سال پیش . خوب بنویسم همین ها می شود. کاش روزی برای خبر های خوش و اتفاقات خوب در محیط ریست کشورمان بنویسیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 18:1  توسط صدرالدین علی پور | 
بسیار گل که از کف من برد روزگار  اما من غمین گلهای یاد کس پرپر نمی کنم من مرگ هیچ عزیز باور نمی کنم

 دوست عزیز و فعال در حوزه محیط زیست جناب یاسر انصاری که در کنار همسر گرامیشان سرکار خانم جمشیدی حقیقتا سهم عظیم در اطلاع رسانی و پیگیری موضوعات چالشهای محیط زیست کشورداشتند ودر این راه  می کوشیدند تلاشی ستودنی که عمق علاقه و دلبستگی شان به ایران و ایرانی قابل لمس بود.

چند روزی بود بعد از مدتها بی حبری از آقای انصاری چند تماس تلفنی با من داشتند مبنی بر برگزاری کارگاه آموزشی محورهای طرح کاهش آلودگی هوا و ار من خواسته بودند در این کارگاه سخنرانی کنم .خواهش کردم مرا معاف کنند گفتم من خودم سخنرانی زده ام و هم سخنران خوبی نیستم سالیان سال است داریم سخنرانی می کنیم حرف می زنیم نتیجه این کیفیت خودرو آن معاینه فنی که تا ۵ سال هم خودروهای با این کیفیت می توانند راحت آلودگی به ما هدیه کنند و نهایت این وضع کیفیت هوا و مرگ و میر و در باره چه دستاوردی صحبت کنیم.تماسهای چند باره و تعصبش برای ادامه تلاش در این باره مرا هم به وجد آورد گفتم  می آیم.

باز دیشب تماس مجدد برای اطمینان از شرکت من در جلسه و چند خط یادداشت ارسالی که محورهای صحبت شما چه باشد.

امروز وقتی برای سخنرانی رفتم دوست مشترکی در کمال ناباوری حبر در گذشت ایشان را به من داد چه حالی پیدا کردم و چه گفتم در این کارگاه نمی دانم اما مدام خاطرات پیگیریها ٬علاقه و تعصبش به محیط زیست او در ذهنم می چرخد و یاد بی مهریهایی شدم که به همه دوستداران محیط زیست می شود که خواستار زندگی سالم بشرند.از محیط بان تا کارشناس و حبر نگار و استاد دانشگاه که اگر بگوید هوا آلوده است و باید کاری کرد متهم است و دلم شکست به اندازه همان روزی که پدرم در دفاع از طبیعت رفت و سالها کسی ندانست که او چه کرد و یاد جمله کمال الملک در برگشت ار فرنگ:در فرنگ هزار چون من داشتند و هر یک را ارج می نهادند بیش از دیگری و شما یکی داشتیدو چه کردید با این یکی. واقعا ما چند انصاری در کشور داشتیم  ایا قدرش را می دانستیم روحت شاد و سبز یاسر انصاری.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 12:57  توسط صدرالدین علی پور | 
گاهی و اوقات از شنیدن یا خواندن یک خبر آدم می ماند چه واکنشی نشان دهد بخندد گريه كند تنفر، تمسخر، تفكر، اخساس غرور يا سر خوردگي واقعا مي ماني اين دو خبر اخير حوزه فوتبال از آن دست خبرها بود .

حذف تيم بانوان با آن اوضاع احوال كه موضوع پوشش آنها بدون هماهنگي دقيق با فيفا در زمين و هنگام مسابقه با عث حذف تيم مي شود.و ديدن عكسهاي آن و حال و هواي بچه هايي كه با تعصب و غرور قصدشان افتخار ايران و ايراني بود با آن شرايط غم انگيز  و اين بار هم تكرار ناكامي تيم ملي اميد و ۴۰ ساله شدن آن در شرايطي كه مربي تيم از دو اخطاره بودن بازيكنش بي خبر است و حذف تيم و دوباره شروع سيكل سيستم پينگ پنگي كه هر كس توپ در زمين ديگري مي اندازد الحق آقاي كفاشيان مديريت را تمام كردو ضد البته اعتماد به نفس براي ماندن به هر فيمت و مديريت فوتبالي ما مي تواند به عنوان يك روش مديريت علاوه بر مديريت پينگ پنگي در دنيا ثبت شود

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 15:19  توسط صدرالدین علی پور | 
دوستانی از من گله می کردند که کم می نویسی دربار وضعیت آلودگی هوا٬ معاینه فنی ٬ترافیک و...

اولا من تصورم از وبلاگ یک فضای مجازی برای دل نوشته هاست و یه جورایی فضای متفاوت از فضای منطقیات و علم   سیاست و چالش

این دست موضوعات در سایت های تخصصی شخصی و یا سازمانی می تواند مطرح شود و رسانه ها و خبر گزاریها من تصور می کنم در ایران ما این دو موضوع از هم تفکیک نشده است.مثلا مواضع ما در خصوص معاینه فنی در سایت معاینه فنی می تواند مطرخ شود و یا نظرات کارشناسی ما تحت عنوان مقاله و خبر در کنفرانس همایش و یا رسانه ها من تصور میکنم وبلاگ جایی است برای رها شدن از قیل و قال و ژست و خلوت کردن با خود.وشاید شبیه یک دفترچه خاطرات.

البته در خصوص مسایل محیط زیست با توجه به جذابیت خصوصا زیباییها و شگفتی ها ی آن که باعث تلطیف روح و جسم باشدمی توان گفت  ولی اگر قرارباشد اینهایی که هست نوشت  می شود ریزگرده  آلودگی آسم سکته سرطان قانونهای عجیب و غریب و متناقض عدم هماهنگی  که من فکر می کنم لطفی برای بیانش در وبلاگ نباشد که ما از این همه خسته ایم خسته...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 8:0  توسط صدرالدین علی پور | 
خبر در گدشت ناصر حجازی از آن خبرها بود که علاوه بر  تالم از دست دادن یک دوست٬ واقعا شوکه ام کرده است .دیروز که به اتفاق دوست مشترکمان آقای گلمحمدی بر بالینش بودم یک دنیا فکر در ذهنم بود از سرنوشت انسانها و روزگار پر فراز و نشیب در زندگی و رفتن همه آدمها از این دیار فانی و درسی که هیچ وقت نیاموحتیم با دیدن همه این اتفاقات همچنان تلاش برای زیستن به هر قیمت با تزویز وریا و دروغ .دروغ  حتی به خودمان.

یاد خاطره ای از مرحوم ناصر حجازی افتادم که شاید بیانش مفید باشد.سالها پیش به اتفاق از شمال برمی گشتیم چند تماس از طرف خبرنگاران در باره موضوعی با ایشان گزفته شد و اصرار بود برای بیان موضوعی از زبانشان بر خلاف اعتقادش و او ضمن توضیح می گفت حاضر نیستم خلاف اعتقادم حرفی بزنم و تماس را قطع کرد.ما هم شروع کردیم به نصیحت که شما چرا خودت را در می اندازی و به خاطر همین صراحت لهجه کلی حاشیه برایت درست میشود هیچ و قت یادم نمی رود این جمله که قبلا بارها نقل کرده ام و ار روی حس مرده پرستی بیانش نمی کنم. می گویم شاید درس باشد برای کسانی که تا به حال نیاموخته اند.

میگفت من یک بار فرصت زندگی کردن دارم و این یک بار فرصت را حاضر نیستم با هیچ سرمایه ای عوض کنم..چه چیز می حواهم به دست بیاورم در برابر از دست دادن خودم.انصافا دنیا ارزش این همه ریا ٬ تزویر و دروغ را ندارد  روحت شاد ناصر خان حجازی که بی لیل ملقب به اسطوره فوتبال نشدی.روحت شاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 12:6  توسط صدرالدین علی پور | 

 

ده نکته یاد گرفتنی از ژاپن: حدیث مفصل بخوانید ازاین مچمل

1) آرامش: حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

 

2) وقار:صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

 

3) توانمندی: بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

 

4) رحم و شفقت :مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

 

5) نظم: غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

 

6) ایثار:پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

 

7) مهربانی: رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

 

8) آموزش: از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

 

9) وسایل ارتباط جمعی :در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.

 

10) وجدان :هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 9:36  توسط صدرالدین علی پور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
صدرالدین علی پور فارغ التحصیل دوره دکتری مدیریت و برنامه ریزی محیط زیست.دوستدار طبیعت و دوستداران طبیعت این ویلاگ فرصتی است برای بیان نظرات و علایق شخصی ام در حوزه محیط زیست ومسائل اجتماعی و امکانی برای بودن در فضای مشترک با دوستداران ایران و طبیعت زیبای ایران

پیوندهای روزانه
خبرگزاری ایسنا
خبر گزاری فارس
خبرگزاری محیط زیست ایران
تهرانسما
تابناک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
شهریور 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشيو
پیوندها
ابرك
معصومه جرنگی
وحید نوروزی
استامینوفن
دانشگاه منابع طبیعی اصفهان
محمد درویش
سید محمد مجابی
گربه ایرانی
مژگان جمشیدی
معصومه ابتکار
فرمند
همنهاد
سیامک معطری
آن سوی شب
از بادها تا سبزها
دانشکده محیط زیست دماوند
دانشکده محیط زیست شیراز
دانشکده محیط زیست تهران شمال
نگاهی به طبیعت
گلبرگ
سايت ستاد مركزي معاينه فني ثهران
پيك محيط زيست سبز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM